<body><script type="text/javascript"> function setAttributeOnload(object, attribute, val) { if(window.addEventListener) { window.addEventListener("load", function(){ object[attribute] = val; }, false); } else { window.attachEvent('onload', function(){ object[attribute] = val; }); } } </script> <iframe src="http://www.blogger.com/navbar.g?targetBlogID=10700435&amp;blogName=A+small+infinity,+worshiping+a+big+in...&amp;publishMode=PUBLISH_MODE_BLOGSPOT&amp;navbarType=BLACK&amp;layoutType=CLASSIC&amp;searchRoot=http://smallinfinity.blogspot.com/search&amp;blogLocale=en_US&amp;homepageUrl=http://smallinfinity.blogspot.com/&amp;vt=-1749662529019065894" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no" frameborder="0" height="30px" width="100%" id="navbar-iframe" allowtransparency="true" title="Blogger Navigation and Search"></iframe> <div></div>

(In the name of ALLAH, the merciful, the beneficent) I swear by TIME <> Most surely man is in loss <> Except those who believe and do good, and enjoin on each other truth, and enjoin on each other patience <>


 
Archives

Links


Powered for Blogger
by Blogger templates

 

A small infinity, worshiping a big infinity

Tuesday, May 16, 2006

51 – بدعت

خلاصه معنی بدعت تغییر دادن دین الهی و به رای و عقل ناقص خود چیزی بر آن افزون یا کم کردن است چه در اصول و چه در فروغ. امام صادق (ع) می فرماید (اصول کافی – کتاب فضل العلم باب 20): "حلال محمد (ص) همیشه حلال است تا روز قیامت و حرام او همیشه تا روز قیامت حرام است. جز او پیغمبر دیگری نباشد و جز او نیاید. و علی (ع) می فرماید کسی نیست که بدعتی نهد جز این که سنتی را با آن از میان می برد." البته ناگفته نماند که مفهومی به نام اجتهاد بدعت نیست چرا که اجتهاد یعنی که از روی مطالعه و آگاهی و تحقیق حکم الهی تفسیر شود (که کار هر کسی هم نیست!) و نه این که به سلیقه ی خود دین خدا تغییر داده شود!

50 – استمنا

استمنا یعنی بیرون کردن منی خود از راه غیر شرعی. رسول خدا می فرماید (نکاح مستدرک صفحه 57): "هر کس که با دست شهوتش را بیرون کند ملعون است." این عمل مبتلایان را به ضعف قوای شهوانی دچار می کند، جبون و بی حال بار می آورد، و شهامت و درستی را از آنان سلب می کند.

Saturday, May 06, 2006

49 – ﻗﻴﺎدت و دﻳﺎثت

قیادت رسانیدن مرد و زنی برای زنا یا دو مرد برای لواط است. پیامبرفرمود (وسایل الشیعه کتاب نکاح باب 27): "هر کس برای وقوع زنای مرد و زنی واسطه شود خداوند بهشت را بر او حرام می فرماید و جایش دوزخ است و بد جایگاهی است جهنم و همیشه مورد خشم خداست تا بمیرد." و نیز به گفته‌ی پیامبر دیوث کسی است که زنش زنا بدهد و او بداند.

48 – مساحقه

مساحقه همجنسبازی زنان است (لواط همجنسبازی مردان است) و از گناهان کبیره می باشد. امام صادق (وسایل کتاب نکاح باب 24) فرمود: "به راستی که چون قیامت شود آنها را می آورند و لباسهایی که از آتش بریده شده بر آنها می پوشانند و مقنعه های آتشین بر سرشان می بندند و زیرجامه‌های آتشین به بدنشان می پوشانند و عمودهای آتشین..."

Friday, May 05, 2006

47 – دشمنی کردن با مومن

امام صادق فرمود (حج وسایل باب 124): "در راه خدا با یکدیگر برادر باشید و به یکدیگر دوستی کنید و پیوند کننده و مهربان باشید" و امام کاظم فرمود (وسایل کتاب الامر بالمعروف باب 17): "هر کس شیعیان ما را دشمن بدارد ما را دشمن داشته و هر که با آنها دوستی کند با ما دوستی کرده است."
رجوع شود به گناه شماره 34

Thursday, May 04, 2006

46 – حسد

حسد به معنی خشمگین شدن از رسیدن نعمتی به کسی و آرزو کردن سلب آن نعمت از اوست. امام باقر می فرماید (اصول کافی – کتاب الایمان و الکفر باب الحسد) "به راستی حسد است که ایمان را می خورد چنان چه آتش هیزم را." جالب است که حسود نه در دنیا به دلیل حرسی که می ورزد آسوده است و نه در آخرت! البته غبطه خوردن حرام نیست. غبطه به معنی آرزو کردن دارا شدن مثل نعمتی است که به دیگری رسیده است بدون این که از رسیدن نعمت به آن طرف کینه ای در دل باشد. حتی غبطه خوردن در بعضی موارد مانند غبطه خوردن به کارهای خیر یا درجات معنوی مستحب است!

Wednesday, May 03, 2006

45 – احتکار

پیامبر اکرم می فرماید (تجارت وسایل باب 27): "هر مردی که قوت مردم را بخرد و تا چهل روز آن را نگاه دارد به انتظار این که مسلمانان در گرانی واقع شوند، گناهی کرده که اگر تمام آن قوت را بفروشد و پولش را صدقه بدهد کفاره آن گناهی که کرده نمی شود."

Tuesday, May 02, 2006

44 – مکر و ﻧﻴرنگ

پیامبر اکرم فرمود (حج وسایل باب 137): "کسی که مسلمانی را فریب دهد یا به او خیانت کند از ما نیست." و البته دو رو بودن نیز مصداقی از مکر و نیرنگ است. پیامبر اکرم فرمود (حج وسایل باب 143): "هر کس در دنیا دو رو و دو زبان داشته باشد، در قیامت دو رو و دو زبان از آتش دارد." یکی دیگر از اقسام دیگر خدعه، غش در معامله است و آن مخلوط کردن جنسی است که فروخته می شود با چیز دیگر به طوری که آشکارا نباشد مانند مخلوط کردن شیر با آب یا خوب و بد یک جنس را یکی کردن و به عنوان خوب فروختن.

Sunday, April 30, 2006

43 – رﻳختن آبروی مومن

>> گناهانی که با رنگ قرمز مشخص شده اند گناهانی هستند که به نظر این نویسنده ی حقیر نیاز به دقت بیشتری در اجتناب از آن ها است! چرا که در بین ما بیشتر دیده می شوند! گناهانی که شاید ما کوچک بشماریم ولیکن خدایتعالی شدیدا آن ها را منع کرده است<<
هتک و ریختن آبروی مومن به هر نحوی که باشد، خواه به مسخره کردن یا دشنام دادن و بد گفتن یا عیب گزاردن یا فاش کردن گناهان یا سرزنش و ذلیل کردن و سبک شمردن و اهانت کردن یا هجو کردن و آزردن، از گناهان بسیار بزرگ است. متاسفانه در جامعه‌ی ما اصلا این موضوع آن طور که باید جدی گرفته نمی شود و نمی فهمیم که مومنین به منزله‌ی نفس واحدند پس عیب دیگری کردن عیب خود کردن است. افسوس که چه راهت به هم اهانت می کنیم! در حالی که اسلام برای کرامت انسانی ارزش بسیار زیادی قایل است تا جایی که امام کاظم (سفینه البحار جلد 1 صفحه 290) فرمود: " به خدا قسم حق مومن بزرگتر از حق کعبه است. "

Thursday, April 27, 2006

42 – ﻧﻤﻴمه

نمیمه یعنی سخن‌چینی و در واقع سخنی است که کسی درباره‌ی شخصی گفته پس شنونده برای آن شخص خبر ببرد و برایش نقل کند. خیلی وقت‌ها غیبت و نمیمه به هم نزدیکند. در اینجا دوست دارم داستان زیبایی را نقل کنم:
(کشف الریبه) عالمی را دوستی بود که روزی به زیارتش رفت و ضمنا چیزی را که دیگری درباره‌ی آن عالم گفته بود برایش نقل کرد. پس آن عالم گفت: پس از مدتی به ملاقات من آمدی با سه خیانت!
یکی آنکه بین من و آن شخص ایجاد دشمنی کردی
دیگر آنکه دل فارغ من را مشغول به سخن او نمودی
و علاوه خودت را نزد من متهم به خیانت کردی!
کسی که نزد تو از دیگری سخن چینی کرد البته از تو هم نزد دیگری سخن چینی خواهد نمود پس نباید به او اعتماد پیدا کنی...
هر که عیب دگران نزد تو آورد و شمرد / بیگمان عیب ترا نزد کسی خواهد برد

Thursday, April 20, 2006

41 – ﻏﻴبت

>> گناهانی که با رنگ قرمز مشخص شده اند گناهانی هستند که به نظر این نویسنده ی حقیر نیاز به دقت بیشتری در اجتناب از آن ها است! چرا که در بین ما بیشتر دیده می شوند! گناهانی که شاید ما کوچک بشماریم ولیکن خدایتعالی شدیدا آن ها را منع کرده است<<
پیامبر اکرم (اصول کافی) می فرماید: "غیبت کردن زودتر در دین شخص کارگر می شود و آن را از بین می برد از بیماری خوره در درون او"
جالب است، یک غلط مصطلح این است که بعضی ها موقع غیبت کردن می گویند: "خوب جلوی خودش هم می گم!" در واقع این هیچ ربطی به این که دارند غیبت می کنند ندارد! تعریف غیبت از زبان پیغمبر (مکاسب): "غیبت آن است که برادر دینت را به آنچه کراهت دارد یاد کنی" پس توجیح کردن غیبت موقوف!
ولیکن به طور کلی هر موردی که مصلحت غیبت کردن از مفسده ی هتک احترام مومن بیشتر باشد مانند شهادت دادن در موارد خودش، نجات دادن کسی، شکایت مظلوم از ظالمی که به او ستم کرده و ... غیبت جایز است.
و نکته ی آخر این که پیامبر اکرم (مستدرک الوسایل کتاب حج باب 136) می فرماید: "شنونده ی غیبت در حکم غیبت کننده است" (یعنی گوش دهنده ی غیبت یکی از غیبت کنندگان است!)

Sunday, April 16, 2006

40 – اصرار بر گناه

گناه کوچکی (صغیره) که بر آن اصرار شود و مرتکب شونده‌ی آن، آن را تکرار کند دیگر صغیره نیست بلکه کبیره است. و نیز گناهی که مرتکب شونده‌ی آن، آن را کوچک بشمارد مهلک است. امام علی فرمود (وسایل): "سخت ترین گناه آن است که بجا آورنده‌اش آن را خوار شمارد." و نیز می‌فرماید (وسایل الشیعه): "در موقع گناه، به گناهی که به نظر خودت کوچک است منگر، بلکه به بزرگی خداوندی بنگر که مخالفت او را می‌کنی" بالجمه قدر مسلم از معنی اصرار تکرار عملی گناه است بدون پیدا شدن پشیمانی به طوری که در عرف گفته شود مداومت بر آن گناه نموده و پر واضح است کسی که بر گناه اصرار می‌ورزد، از مرتکب شدن آن پشیمان نیست. فکر کنم یک حدیث از پیامبر این موضوع را به راحتی توضیح دهد (وسایل الشیعه): "کسی که کارهای نیکش او را شاد و اعمال زشتش او را اندوهناک سازد، او مومن است"

Tuesday, April 11, 2006

39 – ترک ﻳکی از واجبات

هر چیزی که خداوند به آن امر فرموده به طوری که در بجا آوردنش ثواب و در ترکش وعده‌ی عذاب داده باشد، آن را فربضه و واجب می گویند. واجبات بسیارند: از نماز و حج و روزه و زکات و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر و ... گرفته تا جواب سلام دادن! ترک هر کاری که خدا به آن امر فرموده است، چه کوچک به نظر برسد چه بزرگ، به وضوح گناه است. در واقع این گناه خیلی واضح است و حتی در ضرورت نوشتن آن شک دارم!

Wednesday, April 05, 2006

38 – استخفاف (کوچک شمردن) حج

نه تنها ترک حج به طور کلی گناه کبیره است بلکه به تاخیر انداختن بدون دلیل آن هنگامی که انسان شرایطش را دارد یا خفیف شمردن آن نیز گناه کبیره است. امام صادق می فرماید (کافی): "کسی که بمیرد و حج واجب را بجا نیاورد (درحالی که مانعی نداشته باشد و...) می میرد در حالی که خداوند او را در قیامت یهودی یا نصرانی محشور خواهد کرد."

Sunday, April 02, 2006

37 – زکات ندادن

در سوره‌ی آل عمران (سوره 3 آیه 175 و 176) خدا می فرماید: "گمان نکنند و نپندارند آنان که از روی پست همتی بخل می کنند به آنچه خداوند از مالهای دنیا به ایشان از فضل و کرم خود داده که بخل برایشان بهتر باشد نه چنین است بلکه آن بخل بر ایشان بدتر است. زود باشد که مالهایی که به آن بخل نمودند بر گردنهایشان طوق کرده می شود روز قیامت و برای خداست میراث آسمان ها و زمین و خداوند به آنچه می کنند بسیار دانا است"

Friday, March 31, 2006

36 – ترک نماز عمداً

امام باقر (جلد 18 بحار الانوار باب فضل الصلوه صفحه 9) می فرماید: " نماز ستون دین است. مثل نماز مانند چوب وسط خیمه است که تا آن برقرار است طنابها و میخهای خیمه ثابت است و هر وقت آن چوب کج و شکسته شود میخ و طناب هم از جای خود کنده خواهد شد و خیمه می افتد. " همچنین ایمان و تمام اعمال و عبادات وابسته به نماز است که اگر ترک شود سایر اعمال هم ضایع است.
بعضی برای توجیح ترک نماز می گویند که ما دوست داریم خدا را عبادت کنیم ولی نیاز نیست که در یک قالب مشخص (نماز) بگنجد! ما به روش خودمان عبادت می کنیم. این حرف را می توان با ساده ترین مثال رد کرد:
اگر یکی بخواهد به مادر خود علاقه ی خودش را نشان بدهد و مادرش برای این کار از او به وضوح بخواهد که مثلا شیشه های خانه را بشوید، آیا منطقی است که آن شخص بگوید، نه! من می خواهم فرش را جارو کنم!؟ درست است که فرش جارو کردن کار خوبی است ولی مادر مستقیما با دید و تدبیر کار دیگری را درخواست کرده است.
نماز هم به گونه ای توسط خدای عالم تعیین شده است که بهترین نوع رابطه با او باشد.
در ضمن، بعضی دوستان دیگر هستند که می گویند که ما با حضور قلب نماز نمی خوانیم و حواسمان جای دیگری است و ایمان قلبی نداریم و... این نماز فایده ای ندارد و به همین دلیل همان بهتر که نخوانیم! من با این دوستان هم مخالفم. خود نماز خواندن برای به دست آوردن ایمان قلبی و حضور قلب است!! شما رابطه را کاملا برعکس فهمیده اید! نماز این حضور قلبی را تقویت می کند و انسان را به خدا نزدیکتر می کند. اگر قرار باشد که هر کس که به خدا رسید، بعد نماز بخواند، که با این استدلال هیچ کس نباید نماز بخواند چون همواره راه پیشرفت و تقرب باز است و کسی به انتهای آن نرسیده است. اگر چشمانمان را باز کنیم می بینیم که حتی در سوره ی توحید که در نماز می خوانیم از خدا می خواهیم که ما را به راه راست هدایت کند! نماز واجب زمینه ساز پیشرفت و نزدیکی به خدا است، نه میوه و محصول آن. البته ناگفته نماند که این دو یک رابطه ی دوری دارند که هر چه ایمان بیشتر شود، نماز هم با حضور قلب بیشتر خواهد شد.

Monday, March 27, 2006

35 – خوردن مردار و خون و گوشت خوک

(سوره 5 آیه 4): "حرام شده بر شما مردار و خون و گوشت خوک و هر چه هنگام کشتنش یاد خدا نشده باشد..." وقتی حیوانی بدون یاد خدا و بدون رعایت دستورهای او کشته می شود خوردن آن حیوان جایز نیست. این مطلب را هم می توان به خوبی حس کرد. علاوه بر آن که اگر حیوان به درستی ذبح نشود خون زیادی در بدن او باقی می ماند و گوشت او را زیان آور می کند و عملا ار لحاظ طبی خوردن او مضر است، از لحاظ معرفتی هم، این کار ناشایست است. به راستی ما چه حقی داریم که بدون اجازه از خالق هستی و مراعات راه و روش تعیین شده توسط خدای جهان یکی از مخلوقات او را برای استفاده‌ی خود از پای درآوریم؟
خوردن خون نیز از لحاظ طبی و معرفتی مضر است و باعث قساوت قلب و بیرون رفتن رحمت از دل می شود.
و همچنین حرمت خوردن گوشت خوک نیز واضح است. اولا از لحاظ طبی باعث امراض بسیار مانند تریکین تاتریشین و لادرری می شود و ثانیا زیانهای معنوی و اخلاقی بسیار دارد. خوک ها در بی غیرتی و بی ناموسی مشهورند و هیچگونه ادبی در زناشویی ندارند تا جایی که همجنسبازی هم در آنها دیده می شود. حتی اروپاییان هم به این پلیدی پی برده اند و یکی از بزرگترین فحشهای آنها برای افراد بی غیرت و پلید "خوک" است. و نیز این حیوان هر گونه کثافتی که پیدا کند می خورد و سراپا کثافت است. در انجیل نیز پلیدی این حیوان به نوعی دیده می شود و شیطان به درون بدن خوک می رود (متی 8_23 و مرقس 5_1 تا 20 و لوقا 8_26 تا 39).

34 – جنگ با مسلمانان

جنگ با دوستان خدا (یعنی مسلمانان) به منزله‌ی جنگ با خداست. خدا در یک حدیث قدسی می فرماید (کافی): "هر که دوست مرا اهانت کند آشکارا با من به جنگ برخاسته است". و قرآن مجید می فرماید (سوره 5 آیه 33 و 34): "پاداش کسانی که با خدا و پیغمبرش می جنگند و در زمین فساد می کنند این است که کشته شوند یا به دار آویخته شوند یا دستها و پاهایشان بر عکس بریده شود یا تبعید شوند. این رسوایی ایشان در دنیاست و در آخرت بر ایشان عذاب بزرگی است مگر کسانی که پیش از آن که دستگیرشان کنید توبه کنند. پس بدانید که خداوند آمرزنده و مهربان است"

Wednesday, February 15, 2006

33 – کبر ورزﻳدن

کبر حالتی است که در انسان از خودبینی پدید می‌آید که خود را بالاتر و بزرگتر از دیگری می‌داند و ظاهر ساختن این حالت را در گفتار و کردار تکبر می‌گویند. خدا در قرآن (سوره 39 آیه 61) می فرماید: "آیا نیست در دوزخ آزامگاه تکبر کنندگان" و یا (سوره 39 آیه 72): "در آیید به درهای دوزخ در حالی که در آن همیشگی باشید پس بد جایگاهی است دوزخ برای تکبر کنندگان". شاید اشاره درباره‌ی کبر ورزیدن شیطان پس از سالیان سال عبادت کافی است که به واسطه‌ی این عمل رجیم و ملعون و مبتلا به عذاب همیشگی گردید (سوره 2 آیه 32): "شیطان به آدم سجده نکرد و تکبر نمود و از کافرین گردید" نشانه‌های کبر زیاد است. برای مثال اگر کسی در مطلبی گفتگو می‌کند و طرف مقابل حرف حق بزند ولیکن پذیرفتن و اعتراف کردن به آن برایش سخت باشد معلوم است تکبر دارد و یا مثلا اگر نشستن در پایین یک مجلس یا محفل برایش گران تمام شود یا در صورتی که اول سلام کردن به زیر دستش برایش سخت باشد متکبر است و ... حتی کوتاهی در عبادت و دعا نیز تکبر ورزیدن در برابر خداوند محسوب می‌شود.
در سفینه‌البحار مرویست که حضرت موسی بن جعفر (ع) به مردی که سودانی و سیاه و زشت بود عبور فرمود. به او سلام کرد و نزدش رفت و مقدار زیادی با او سخن گفت. پس فرمود هر کاری داری بگو تا انجام دهم... گفتند ای پسر پیغمبر آیا به چنین شخصی نازل می‌شوی و از حوایجش می‌پرسی در حالی که او به شما محتاجتر است؟ امام (ع) فرمود: بنده ای است از بندگان خدا و برادر دینی ما است و ما و او را بهترین پدرها که آدم ابوالبشر است و بهترین دین‌ها که اسلام است جمع می‌کند...

Friday, January 13, 2006

32 - اسراف

خداوند در قرآن (سوره 7 آیه 29) می فرماید: "و بخورید و بیاشامید (از آنچه بر شما حلال شده) ولی از حد نگذرانید به درستی که خداوند دوست نمی دارد تجاوزگران را" معنی کلمه ی اسراف تجاوز کردن است. در جای جای قرآن نهی از اسراف دیده می شود (سوره مومن آیه 46) : "به درستی که اسراف کنندگان اصحاب آتش اند" اسراف فقط در خوردن و آشامیدن نیست بلکه در خریدن بیش از آنچه سزاوار است یا پوشیدن آنجه در شان نیست و یا حتی اسراف در وقت و جان و افعال و ضرر زدن به خود و ...
روزی امام باقر می خواستند جایی بروند که روی زمین خورده نانی پیده کردند. حضرت آن را برداشتند و به غلام خود دادند و فرمودند آن را نگه دار. پس از برگشتن آن خورده نان را مطالبه فرمودند، غلام گفت آن را پاک کردم و خوردم! حضرت فرمود تو در راه خدا آزادی. گفتند این غلام کاری نکرده که مستحق آزادی شود! فرمود چون از نعمت نان احترام کرد و آن را خورد بهشت بر او واجب شد...

Thursday, January 12, 2006

31 - سحر

هر گاه امر خارق العاده ای از کسی مشاهده شد اگر مدعی مقامی نباشد و دارای ایمان و ملکه ی تقوا و زهد است، آن امر خارق العاده کرامت نامیده می شود و نیز شاهد صدقی است که نزد خدا آبرومند است. و اگر مدعی مقامی از مقامات الهی مانند پیغمبری، امامت، یا نیابت خاصه باشد با بودن شرایط خاص آن امر خارق العاده معجزه نامیده شده و دلیل راستگویی مدعی است. ولی اگر اعمالی مانند خبر غیبی، ایجاد محبت و عداوت میان دو نفر، بستن و باز کردن، خوابانیدن و بیدار ساختن، احضار ارواح، حرکت دادن اشیا به نیروی اراده و ... بدون اتکای مستقیم به خداوند متعال و با استفاده از اوراد و استمداد از جن و غیره انجام شود، سحر نامیده می شود و حرام است. خداوند در قرآن سحر را همرده ی کفر معرفی کرده است و (سوره 2 آیه 103) می فرماید: "اگر آن ها به جای پیروی از شیاطین و کفر ورزیدن به وسیله ی سحر، ایمان آورده بودند و تقوی پیشه می کردند بر ایشان بهتر بود زیرا مزدهاییکه نزد خداست از منافعی که به آنها از راه سحر و کفر می رسد بهتر است اگر بدانند"

Thursday, December 29, 2005

30 – ﻳﺎری نکردن ستمدﻳدگان

دین اسلام دین حق طلب است یعنی حتی بی طرفی هم قابل قبول نیست! باید طرف حق را گرفت، و با باطل مبارزه کرد. وجوب کمک ستم دیده اختصاص به مومن ندارد و باید در صورت توانایی دست یاری به سوی هر ستم دیده دراز کرد. حضرت سجاد (ع) می فرماید (معانی الاخبار) : "گناهی که سبب بلا آمدن می شود فریاد رسی از بیچاره نکردن است" و نیز در دعای 38 صحیفه سجادیه می فرماید: "پروردگارا از تو پوزش می خواهم از این که در نزد من به ستم دیده ای ستمی شده باشد پس من او را یاری نکرده باشم. خدایا به تو پناه می فرم از یاری نکردن از شخص بیچاره و گرفتار"

Sunday, December 25, 2005

29 – کمک ستمگران

دین اسلام دین مبارزه با ظلم و ستم است. پیامبر قرمود (مجموعه ورام) : "کسی که نزد ستمکاری برود تا او را یاری کند در حالی که می داند ظالم است، به تحقیق از دین اسلام خارج شده است" و نیز امام صادق فرمود (وسایل) : "چون روز قیامت می شود منادی ندا می کند ستمکاران کجایند!؟ یاری کنندگان ستمکاران کجایند، شبیه های ستمکاران کجایند، حتی کسی که برای آن ها قلمی تراشیده یا دواتی آماده کرده باشد تا حکم ظلمی بنویسند. پس تمام آن ها در تابوتی از آهن جمع کرده شده و در آتش جهنم انداخته می شوند."
کلا دو نوع ستم وجود دارد که کمک در هر دو نوع گناه کبیره است.
1 – تجاوز کزدن از حدود الهی نسبت به خود مانند مشرک شدن چنان چه خدا در قرآن کریم می فرماید (سوره 31 آیه 12) : "به درستی که شرک ستم بزرگی است." یا تکذیب آیات خدا و به طور کلی نپذیرفتن و عمل نکردن به حکمی از احکام الهی.
2 – تجاوز کردن به حدود الهی نسبت به دیگران مانند کمک در زدن و تهمت و اذیت و غصب و هتک و ....

Saturday, December 24, 2005

28 – تعرب بعد الهجره

به حکم آیات، هجرت به سوی پیغمبر (ص) برای یاد گرفتن احکام واجب بوده و همچنین برای کسانی که در بلاد کفر نمی توانستند شعاﺋر دینی خود مانند نماز و روزه را انجام دهند واجب بود که از محل خود هجرت نمایند و ترک هجرت و برگشتن به حال نخستین بی اعتنایی و بی خبری حرام و از گناهان کبیره است.

Friday, December 09, 2005

27 – فرار از جهاد

گریختن از معرکه جهاد شرعی در جاییکه دشمن زیادی از دو برابر نباشد جایز نیشت. و امیرالمومنین می فرماید: (وسایل الشیعه نقل از کافی) "باید فرار کننده ی از میدان جهاد بداند خدای خود را به خشم آورده و خود را هلاک نموده است."

Thursday, December 08, 2005

26 – حبس الحقوق

یعنی اگر کسی حقی بر ذمه ی کسی داشته باشد و مطالبه ی حق خود کند و آن شخص هم بتواند ولی ادله ی حق نکند گناه کبیره مرتکب شده چنان چه امام سجاد می فرماید: (لثانی الاخبار صفحه 548) "روز قیامت دست بنده را می گیرند و به اهل محشر نشان می دهند و می گویند هر کس نزد این شخص حقی دارد حق خود را بگیرد! و هیچ چیز بر اهل محشر از این دشوارتر نیست که آشنایی را ببینند از ترس آن که مبادا ادای حقی کند."

Tuesday, December 06, 2005

25 – حرامخواری

خوردن مال حرام (رشوه و ربا و مال دزدی و غصب شده و ...) برکت را از مال می برد، در نسل انسان اثز می گذارد، دعای خورنده حرام مستجاب نمی شود، و حرام خواری قساوت قلب می آورد و صفای دل را از بین می برد. چنان چه حضرت سید الشهدا در کربلا در خطاب به دشمن فرمود (نفس المهموم): "شکمهایتان از حرام پر شده است و در دلهایتان مهر خورده. دیگر حق را نمی پذیرید. وای بر شما، آیا انصاف نمی دهید؟ آیا گوش فرا نمی گیرید؟" ونیز پیامبر فرمود (سفینه البهار جلد 1 صفحه 245): "هر گاه کسی لقمه حرامی بخورد و جزﺀ بدنش بشود، تمام ملایکه آسمان ها و زمین او را لعنت می کنند".

Wednesday, November 30, 2005

24 – کم فروشی

هر گونه حقه بازی و کم فروشی و غش در معامله حرام است. (سوره مطففین – آیات 1 الا 5): "ویل برای کمفروشان است (ویل نام چاهی است در دوزخ و نیز کلمه ی جامع جمیع بدی ها است یعنی انواع عذاب و عتاب و شدت و محنت برای کمفروشان است) آنان که چون از مردم می ستانند پیمانه را برای خود تمام و به زیادی می گیرند و هر گاه برای مردم ترازو و پیمانه می کنند کم می کنند (و به ایشان ضرر می زنند) آما کمفروشان گمان ندارند که پس از مردن برای روز بزرگی برانگیخته می شوند؟ روزی که مردم به پا خواهند ایستاد برای امر پروردگار عالمیان."

Tuesday, November 29, 2005

23 – دزدی

بعضی از آیات و روایاتی که درباره ی خیانت است شامل دزدی نیز می شود و از لحاظ کمی یا زیادی مقدار فرقی در حرمت دزدی نیست! هر چند به مقدار سوزن یا ریسمانی باشد! معمولا دزدی منجر به گناه های دیگر مانند حرامخواری نیز می شوند.

Sunday, November 27, 2005

22 – ﺧﻴﺎنت به امانت

بیست و دومین گناه کبیره خیانت به امانت است. خداوند در قرآن می فرماید (سوره 3 – آیات 160 و 161): "هر کس خیانت کند روز قیامت با خیانت خود همراه است و همه در آن روز به جزای عملشان می رسند و به هیچ کس ستم نمی شود. آیا کسی که در طریق رضایت و خوشنودی خدا گام بر می دارد مانند کسی است که مشمول خشم خداست؟ و جایگاهش دوزخ است و بد جایگاهی است". و نیز پیامبر اکرم فرمود (وسایل کتاب الودیعه باب 3): "از ما نیست کسی که در معامله اش مردم را فریب دهد و از ما نیست کسی که به مومنی خیانت کند"
امانت مفاهیم گسترده ای دارد که به طور کلی می توان آن را به سه قسمت تقسیم کرد.
1 – امانت خدا – (سوره 33 آیه 72): "به درستی که ما امانت را بر آسمان ها و زمین ها و کوه ها عرضه داشتیم، از برداشتن آن شانه خالی کردند و از آن ترسیدند و انسان آن را برداشت. به درستی که او بسیار ستمگر و نادان است". این امانت معنای عمیقی دارد که به طور ساده می توان گفت امانت به نعمت عقل و همچنین تکالیف پروردگار عالم یعنی واجبات و محرمات.
2 – امانت پیغمبر – (بحار الانوار جلد 6): "به درستی که من وا می گذارم بین شما دو چیز سنگین و نفیس و پرارزش را؛ یکی قرآن مجید و دیگری عترتم (اهل بیت) و در قیامت از شما سوال می کنم با این دو چیز بزرگ چه کرده اید"
3 – امانت مردم – باید دانست که امانت فقط در مال و اموال نیست بلکه مثلا رازهای مردم و مواردی دیگر که در احادیث آمده اند نیز نزد ما امات اند. و نیز باید دانست که امانت باید به صاحبش برگردانده شود هر کس که باشد و وجوب این کار تنها به مسلمان نیست بلکه با جمیع افراد بشر است، چه مسلمان چه کافر.